السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

مقدمه 17

جذوات و مواقيت ( فارسى )

مقدّمهء مصحّح اين خلف خاطر و نوزاد غيب كآمده از صلب قلم پاك جيب از قلم فيض رقم كردمش چون نفس صبح علم كردمش عصر طلايى ترجمه ، رهاوردهاى فرخنده‌اى براى جهان اسلام به همراه داشت . به فرمان حاكمان ناشايست جامعهء اسلامى ، انديشه‌هاى انديشمندان و خردمندان يونانى به عربى ترجمه و در اختيار مسلمانان قرار گرفت ؛ امّا نه به انگيزهء بهره بردن از برجستگيهاى ديگر فرهنگها بلكه به قصد مسخ باورهاى دينى . خوشبختانه خردمندان مسلمان بر اساس تعاليم و آموزه‌هاى دينى و فطرت پاك الهى ، فرآيندهاى فكرى و عقلانى دگرانديشان غير مسلمان را به گوش جان شنودند و در ترازوى نقد گزارده ، بهترينها را برگزيده و در هاضمهء ذهن نقّاد خويش پرورانده و بدين ترتيب نظام فلسفهء اسلامى را غنا بخشيدند . ولى از همان زمانى كه فلسفهء اسلامى در قالب يك دانش تدوين و ارائه شد ، بودند كسانى كه هر نوع تلاش عقلانى - فلسفى را مغاير با آموزه‌هاى دينى مىانگاشتند و فلسفهء اسلامى را فلسفهء مسلمانان دانسته و نسبت دادن آن به اسلام